شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مثلا دست بکشی روی تنهایی‌ام

...

مثلا دست بکشی روی تنهایی‌ام

بال‌های خیسِ پروانه‌ای که به شیشه چسبیده را خشک کنی

به خانه بیاوری

 

بگذری از تمام این سطرهای موجز

برسی دقیقا به همان حرفِ نانوشته‌ی شعرهایم

 

از پشت این پنجره‌ی کوفتی نگاه کنی

بفهمی چطور می‌شود درست وسطِ خوشحالیِ آدم‌ها

با شاد ترین ریتم ممکن

اشک ریخت

 

برگردانی‌ام به عهد قاجار

به قصه‌های مادربزرگ

به خورشیدِ بزرگِ توی نقاشی‌ها

که شب

علی رغمِ این همه استمرار

هنوز با تاریکی‌اش

غافلگیر می‌کند

 

مثلا دست بکشی

دستت ادامه‌ی انگشت‌هایی باشد

که با تکه‌های شکسته‌ی هر اتفاقی

بریده می‌شوند

 

بزرگترین ترسم را بگیری

کاری کنی مادر نمیرد

پدر نمیرد

و شبیه گوزن پوچی که روی دیوار میخندد

به مضحک ترین شکل ممکن

جاودانگی را به اثبات برسانی

 

بیزارم کنی از صدای رعد و برق

از آسمانِ اَبری

زمینِ خیس

این انتخاب من نبود که دیوانه‌ی باران باشم

 

مثلا وِردی بخوانی

زیر تمام آب ‌های از سر گذشته‌ام

ماهی شوم

 

عزیزِ من

تنهایی از زیر لباس‌هایم پیداست

هر غریبه‌ای دست دراز میکند.

منیر ولیزاده

شعرها

 جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

بابک دولتی

راویِ سایه‌های ناتمام

راویِ سایه‌های ناتمام

سیدعلی صالحی

تو تمام رفتگان منی

تو تمام رفتگان منی

فرناز فرازمند

با تلویزیون

با تلویزیون

مریم فرجی