شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گم شدم در میان گمراهی

...

گم شدم در میان گمراهی
گم شدن شکل دیگر مرگ است
حال و روزم شبیه پاییزی‌ست
که در آن مرگ جبر هر برگ است

جای امنی برای رفتن نیست
همه‌جا گوش‌های ولگرد است
پچ‌پچِ موش‌های در دیوار
ترسم از این جهان نامرد است

روز و شب‌ها اگر چه تنهایم
دور تا دور من پر از چشم است
توی گوشم صدای زمزمه‌هاست
توطئه شعله‌هایی از خشم است

صحبتم پخش می‌شود همه‌جا
گفت‌و‌گوهای سرد و طوفانی
گیج و منگم در این اتاق نمور
چه کسی ضبط کرده پنهانی؟

فکرها در هجوم وحشی خود
در سرم تخم ترس می‌کارند
روی اندیشه‌ها و باور من
مثل باران همیشه می‌بارند

کلّ شب را نشسته می‌خوابم
مثل سرباز خسته از دشمن
روزها خیره‌ام به سقف اتاق
نا‌امید از جماعتی لمپن

در سرم مثل پتک می‌کوبد
تیک‌تاکی که مرگ ثانیه‌هاست
لحظه‌هایم دقیقه‌های پر از...
زخمی از شک درون حاشیه‌هاست

قرص‌هایی نشسته در دستم
هر طرف ردّ پای جاسوسی‌ست
گم شدن در میان هر تردید
عینِ مردن درون کابوسی‌ست

هانی نژادمقدم

شعرها

همه در این آینه حضور دارند

همه در این آینه حضور دارند

احمدرضا احمدی

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

علی اکبر جعفرزاده