شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 

با دوستان مرده‌ام راحت‌ترم!
با سایه‌ام 
که...

 

دوستم
من را فروخته بود و
با پولم یک پژو خریده بود

...

به بکتاش آبتین

دست‌هایش را بسته بودند
که شعر ننویسد

به خدانور لجه‌ای
داغ در سینه

داغ در دهان
...

روی کاغذها برای شما
ما
زیر کاغذها شعر می‌نویسیم!
و در عمق تاریک...


دست‌هایش را بسته بودند
که شعر ننویسد
و سایه‌اش بر دیوار
...

شعرها

طفلکی از همان سال‌ها پيش

طفلکی از همان سال‌ها پيش

عادل حیدری

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی

ویدئو