شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 

با دوستان مرده‌ام راحت‌ترم!
با سایه‌ام 
که...

 

دوستم
من را فروخته بود و
با پولم یک پژو خریده بود

...

به بکتاش آبتین

دست‌هایش را بسته بودند
که شعر ننویسد

به خدانور لجه‌ای
داغ در سینه

داغ در دهان
...

روی کاغذها برای شما
ما
زیر کاغذها شعر می‌نویسیم!
و در عمق تاریک...


دست‌هایش را بسته بودند
که شعر ننویسد
و سایه‌اش بر دیوار
...

تک نگاری

بی‌فاصله از حجم

بی‌فاصله از حجم

سیدحمید شریف‌نیا

تراژدی طرد و محاق

تراژدی طرد و محاق

علی مسعودی نیا

شعرها

زخم در میان چاقوها

زخم در میان چاقوها

امیررضا وکیلی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

رؤیایی آن سوی روزگاران

رؤیایی آن سوی روزگاران

نصرت‌الله مسعودی

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان