شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پیرم

...

پیرم
سال‌های گذشته زیاد شده‌اند
و قرن‌هاست
کسی را گرم نبوسیده‌ام

پیرم
در پوست جوانت نمی‌گنجی
هر چیزی
برای تو
اولین بار است
هر چیزی
تکه‌ای از کیک شکلاتی تولد توست

پیرم
واگن‌های حمل زخمی‌ها را به یاد می‌آورم
که از جنگی
به جنگی دیگر می‌رفتند
دهان‌هایی که از هم دور می‌شدند
و ماه
هنوز راز بزرگ هستی بود
ماه که بر زخم‌ها می‌تابید
و قطاری که از زمین دور می‌شد
پیرم
در قطب
سر انگشت‌هایم از یخ می‌سوخت
و قلبم از الکل
آن سال‌ها سبیل داشتم
و این شانس را که
عکس رویِ جلد مجله‌ی تایم باشم

سال‌ها پیش
خانه‌ای در فلسطین داشتم
ماه بزرگی در صیدا
و یک ظهر تابستانی
در تهران 42
به روزگاران گذشته نگاه می‌کنم
و کمی از خودم می‌ترسم

این‌همه سال
بی ماه
تاب آورده‌ام
این‌همه سال تو
جویی بوده‌ای
که از لابه‌لای انگشت‌هایم گذشته‌ای
و گلوله‌ای که از قلبم.

حسین شکربیگی

تک نگاری

شعرها

جای امن

جای امن

واهه آرمن

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

روایت چوبه

روایت چوبه

امین رجبیان