...
این شعر برای توست، عزیزم!
پس مراقبش باش
مثلاً نگذار صبحهای خیلی زود
با آدمهای خیلی غریبه
سوار مسیرهایی شود
که سطرهای بالا و پایینش را دستمالی کنند
آخر آدمها
به چیزهای خیلی عاشقانه
دوست دارند خلأهای ذهنیشان را بمالند.
عزیزم، این شعر برای توست
و فراموش نکن که هر روز
با وسایل شخصیات از خانه خارج کنی
و مثل یک میخ بلند
در دیوار جهان فرو کنی نقطههایش را.
این شعر برای توست
و کلمههایش
که وسط پیادهرو
با هر ترانهای میرقصند
برای توست
و فراموش نکن
که تنها من میتوانم اینگونه سُرخ
یک والس عاشقانه را اجرا کنم
و آب از آب تکان نخورد.
این شعر برای توست، عزیزم!
و یادت نرود در آغوش بگیریاش
پنهانش کنی از چشم مردم
و جوری خطابش کنی
که یک تانگوی رُمانتیک
از دهان تو شروع شود.