شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چقدر این دل بی‌دست‌و‌پا زمین بخورد

چقدر این دل بی‌دست‌و‌پا زمین بخورد
چقدر له شود و فحشِ نقطه‌چین بخورد
پرنده‌هاش بمیرند توی تخمک‌هاش
دوباره نیش از ماری در آستین بخورد
دو تا پیاله‌ی چشمانش اشک و خون بشوند
کمی بنوشد از آن و کمی از این بخورد
و بعد توی خیالش تو را بغل کند و
سکوت دامنش از رقص با تو چین بخورد
غروب‌ها ‌که هوا می‌رود خنک بشود
کمی کنار تو کاهو‌ـ‌سکنجبین بخورد
و بعد که همه‌جا بی‌چراغ و آینه* شد
هزار بوسه به لب‌های شرمگین بخورد
                         **
... غم از نمای درشتش به من رسیده و کاش
که سنگ بر عدسی‌های دوربین بخورد
 

کبری موسوی‌قهفرخی

شعرها

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

یلدا منتظری

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند، به ماه می‌رسد؟

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند، به ماه می‌رسد؟

فرزین پارسی‌کیا

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان