شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

به دکتر زنان
می‌گویم:
احساس می‌کنم
باردارم.

...

...

آن بود
رفتارِ هراسانِ باد
عطرِ کُندر
و چشم‌هایِ...

...

سنگم را
به اعماقِ رودخانه
پرتاب می‌کنم
و جهان
...

حقیقت دارد
به آسمان بُردم
دستم را
و اعتراض کردم
به اعدامِ...

و ماه
آرام
به قابِ پنجره نزدیک می‌شد
 
بوسیدم
...

ای پرنده غمگین اوازت
میله‌های قفس را
خمید
و آسمان پوشید
سیاه...

شیر آب چکه می‌کند.
زن رفته بود،
تصویرش را از آینه
محو کند،
...

شیر آب چکه می‌کند.
زن رفته بود،
تصویرش را از آینه
محو کند،
...

با چتری سیاه
ترک می‌کنم
آن عمارتِ ویران را
برف
با...

و توده‌هایِ مـه         
سرد...

شعرها

بشمارها

بشمارها

محمد اشور

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

ماهِ فراموشکار

ماهِ فراموشکار

فرامرز سه‌دهی

تو هم میروی

تو هم میروی

شمس آقاجانی