شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گلوله‌ای از برف

...

گلوله‌ای از برف

 راه افتاده

در سراشیب این دره

و تنهایی اش

بزرگ ...تر

و بزرگ... تر می‌شود

برای خورشیدی که دیر کرده است

کمی از آفتاب روز دیدنت را

در چمدانم گذاشته‌ام

شهرام پارسا مطلق

شعرها

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان

زار

زار

سهند آقایی

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

محمود جعفری دهقی

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری