شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 

1
به فاصله‌ی چشم از عمیق نگاه
خیره دور می‌دمد و مردمک...

لیوان چای منتظر بودم 
آن‌قدر ماندم تا که افتادم 
تو هر چه را...

هزار بغضِ فروخورده است هر نفسم 
...

تو از نفیسه‌های تاریخی 
مثل طلاکوبای تو دربار
چشمای میشی ِ پر از...

شعرها

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

در جهانی دیگر

در جهانی دیگر

مهستی حسینی

پرنده‌ی کوچك!

پرنده‌ی کوچك!

اقبال معتضدی