شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

حرف عجیبی ست

...

حرف عجیبی ست

شروع شناسنامه زنی

که صبح

دست هایش را به ماهی ها می دهد

و شب انگشت هایش را پس می گیرد

زنی

که چشم هایش

آن قدر در خزر زایمان کرده

تا تمام زایشگاه های شهر را

به نام او بزنند

حرف عجیبی ست

که هزار و سیصد و پنجاه و سه بار هم که بخوانی

باز هم بوی دریا می دهد

دریایی که

در حسرت یک عروس دریایی

مرغان دریایی زیادی را عروس کرده

حرف عجیبی ست

که فقط در فصلی نفس می کشد

که ماهیگیر

ماهی ها را سزارین می کند

حرف عجیبی ست

که چهل سال است

هیچ الفبایی را نمی شناسد

ص

حرف واقعن عجیبی ست

صدف درخشان

شعرها

رؤیایی آن سوی روزگاران

رؤیایی آن سوی روزگاران

نصرت‌الله مسعودی

لی لی در سرزمین رقص

لی لی در سرزمین رقص

امیر خان پرور

در ساعات معینی از شبانه‌روز

در ساعات معینی از شبانه‌روز

مظاهر شهامت

می‌توانی باشی

می‌توانی باشی

محمود بهرامی

ویدئو