شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

وقتی میان جمع، تنها یک نفر سیراست

وقتی میان جمع، تنها یک نفر سیراست
دیگر برای موعظه کردن کمی دیراست

از پهلوانان موعظه می‌خواستم دیدم
پیر درون قصه با فرزند درگیر است

گاهی گله کردیم روبه آسمان اما
این سوختن این ساختن گفتند تقدیر است

آن پادشاه خواب دیده کی خبر دارد...
یک فرد از زندانیان استاد تعبیراست

آزادی جنگل برای فیل بی معناست
وقت شمارش؛  واحد ِهر فیل زنجیر است

برفی که روی قله مانده کاش می‌دانست
یک روز زیر پای کوهستان زمین‌گیراست

 

اسماعیل خلیفه

تک نگاری

شعرها

تهران

تهران

محمد ویسی

اینم از روزگار ما گاوا 

اینم از روزگار ما گاوا 

لیلا ساتر

سیاهـْدار

سیاهـْدار

جمال‌الدین بزن

 جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

بابک دولتی