شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

وقتی میان جمع، تنها یک نفر سیراست

وقتی میان جمع، تنها یک نفر سیراست
دیگر برای موعظه کردن کمی دیراست

از پهلوانان موعظه می‌خواستم دیدم
پیر درون قصه با فرزند درگیر است

گاهی گله کردیم روبه آسمان اما
این سوختن این ساختن گفتند تقدیر است

آن پادشاه خواب دیده کی خبر دارد...
یک فرد از زندانیان استاد تعبیراست

آزادی جنگل برای فیل بی معناست
وقت شمارش؛  واحد ِهر فیل زنجیر است

برفی که روی قله مانده کاش می‌دانست
یک روز زیر پای کوهستان زمین‌گیراست

 

اسماعیل خلیفه

تک نگاری

شعرها

تلفن زنگ بزند

تلفن زنگ بزند

سارا مؤیدی

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

رستاخیز

رستاخیز

شقایق شاهرودی‌زاده

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش