شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

وقتی میان جمع، تنها یک نفر سیراست

وقتی میان جمع، تنها یک نفر سیراست
دیگر برای موعظه کردن کمی دیراست

از پهلوانان موعظه می‌خواستم دیدم
پیر درون قصه با فرزند درگیر است

گاهی گله کردیم روبه آسمان اما
این سوختن این ساختن گفتند تقدیر است

آن پادشاه خواب دیده کی خبر دارد...
یک فرد از زندانیان استاد تعبیراست

آزادی جنگل برای فیل بی معناست
وقت شمارش؛  واحد ِهر فیل زنجیر است

برفی که روی قله مانده کاش می‌دانست
یک روز زیر پای کوهستان زمین‌گیراست

 

اسماعیل خلیفه

شعرها

سیمای تاکستان‌ها

سیمای تاکستان‌ها

غلامحسین چهکندی‌نژاد

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

مجید عزیزی