شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سه کبود

1

در بهار نشکفتم

در تابستان نرسیدم

و پاییز که شد

بر پر قوها نیفتادم.

خسته‌ام.

با بهمنی که در راه است

هم‌خوابه خواهم شد.

2

از تنفس تفنگ

بر گردن گوزن

تا پوستم را

بیاویزند از شاخش،

تنها

چند بوسة کوتاه از سیگار.

شاتوت نوازشیم

بر کبودی مرگ.

3

از رؤیای دریا تنها

چند لکه ماهی بر بسترم جا مانده‌است

از شب دقایقی

که از چشم دریا بچشم.

خورشید که از کرکره سرریز کند باید

رود از غرب تخت جاری شده‌باشد.

غزال زینلی

تک نگاری

طنز ترکیبی

طنز ترکیبی

آرش نصرت‌اللهی

سلام نازنین

سلام نازنین

نگار اسکندرفر

شعرها

روایت چوبه

روایت چوبه

امین رجبیان

بدون وقفه دویدن

بدون وقفه دویدن

فرزین منصوری

خیابان‌هایی هم  هستند

خیابان‌هایی هم  هستند

پروین نگهداری

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان