شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سه کبود

1

در بهار نشکفتم

در تابستان نرسیدم

و پاییز که شد

بر پر قوها نیفتادم.

خسته‌ام.

با بهمنی که در راه است

هم‌خوابه خواهم شد.

2

از تنفس تفنگ

بر گردن گوزن

تا پوستم را

بیاویزند از شاخش،

تنها

چند بوسة کوتاه از سیگار.

شاتوت نوازشیم

بر کبودی مرگ.

3

از رؤیای دریا تنها

چند لکه ماهی بر بسترم جا مانده‌است

از شب دقایقی

که از چشم دریا بچشم.

خورشید که از کرکره سرریز کند باید

رود از غرب تخت جاری شده‌باشد.

غزال زینلی

تک نگاری

بی‌فاصله از حجم

بی‌فاصله از حجم

سیدحمید شریف‌نیا

شعرها

به صبحی دیگر

به صبحی دیگر

محمود معتقدی

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

کبوتر ارشدی

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی

ویدئو