شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

طرحی از دریا

این شعر اگر نی‌انبان داشت
برای شکلِ دیگری از مرگ ـ‌ دوری ـ
بندری گریه می‌کرد
برای نخل‌هایِ هزارویک شبِ تشنگی
طرحی از دریا می‌کشید
برایِ جاشوهای احتمالاً عرق‌ریزان
ساحل
ماسه و مروارید
سَهلن‌سُهیلو می‌خواند
گلویی تازه می‌کرد:
هله ‌دان‌دان‌دان هله یه ‌دانه
این شعر یک ‌نفر کم دارد
یک نفر که نشان دهد این شعر موج دارد
موج کف دارد
کف دریا دارد
دریا بندر دارد
بندر جاشو دارد
جاشو اندوه دارد
اندوه هیچ ‌آدمِ خوشبختی ندارد

فرامرز سه‌دهی

تک نگاری

شعرها

مزامیر غریزی

مزامیر غریزی

علی الفتی

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی

آه ای غرور متصل به غم

آه ای غرور متصل به غم

احمد امیرخلیلی

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

جمال‌الدین بزن