شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

خشم از شاهراه جهان

...

خشم از شاهراه جهان
می‌توانست
دستش را
دود
آرام
بچسباند
بیخ گلوی کلاهک سربی

آ‌ن‌وقت بگوید از انبوه
زیر دندان‌قروچه‌ی لباس عروسکی
ترسیده از سیاست رفتاری کلمه

پناه ببر به سریدن
در خیل موسمی چمدان
که سر می‌برد در رفتن.

راضیه آقاجری

تک نگاری

شعرها

ای دوریِ نزدیک

ای دوریِ نزدیک

هادی میرزانژاد موحد

امشب هر چه باران ببارد برای من است

امشب هر چه باران ببارد برای من است

سابیر هاکا

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

ویدا حمیدی

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه