شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

خشم از شاهراه جهان

...

خشم از شاهراه جهان
می‌توانست
دستش را
دود
آرام
بچسباند
بیخ گلوی کلاهک سربی

آ‌ن‌وقت بگوید از انبوه
زیر دندان‌قروچه‌ی لباس عروسکی
ترسیده از سیاست رفتاری کلمه

پناه ببر به سریدن
در خیل موسمی چمدان
که سر می‌برد در رفتن.

راضیه آقاجری

شعرها

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

دست نگه دارید‌!

دست نگه دارید‌!

فرخنده حاجی زاده

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده