شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گورستان سولنا

گورستان «سولنا» دری آهنی دارد
در یکی از ضلع‌های آفتابی‌اش
پای ردیف منظم کاج‌های سوزنی پدرم خوابیده
روی تپه‌ای کم‌شیب
مشرف به خیابانی عریض و سرسبز
که خیال را می‌برد
به عصرهای خنک «قصرالدشت»
در قطعه‌ای نزیک به او،
افرای تنومندی روییده
بر مزار همسایه‌ی کم‌حرف لهستانی‌مان
قدمی دورتر پسردایی جوانمرگم
و دایی‌ام ‌ـ که به همه گفتیم در تصادف مرده ـ
دو سپیدار خاموش شده‌اند
تا ظهرهای تابستان
پیاده‌ای خسته دمی بیاساید
زیر سایه‌شان
من اما در زندگی بعدی باد می‌شوم
هر شب از لای نرده‌ها بیرون می‌خزم
و مثل مهاجری سرگردان
در شهر پرسه می‌زنم.

* سولنا: نام محله‌ای در شهر استکهلم، پایتخت سوئد

مانا آقایی

تک نگاری

به وزنی از دنیا

به وزنی از دنیا

یداله شهرجو

در جدال با خاموشی

در جدال با خاموشی

علی مسعودی نیا

شعرها

تراپی

تراپی

شقایق شاهرودی‌زاده

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

جواد محمدی فارسانی

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

شاهنده سبحانی