شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

همتی کردید و کم‌کم کوه از من ساختید

...

همتی کردید و کم‌کم کوه از من ساختید
ای کسانی که به‌سمتم سنگ می‌انداختید
عاقبت دیدید با گریه از این‌جا گم شدید
ابرهایی که به غیبت‌کردنم پرداختید
ای فراتر نام‌هاتان از مدار دشمنی
دوستانی که به جنگ دوستی می‌تاختید
بعد می‌فهمید این را که چرا هر بار من
زخم می‌خوردم، می‌افتادم، شما می‌باختید!
منزوی را هم پس از مرگش بها دادید، آه!
نام من عشق است چیزی که شما نشناختید*

* «نام من عشق است آیا می‌شناسیدم» (حسین منزوی)

سیامک کیهانی

تک نگاری

چگونه شعر بنویسیم؟

چگونه شعر بنویسیم؟

ترجمه‌ی نازیار عُمرانی

در من هزار آهوی تشنه

در من هزار آهوی تشنه

آنوشا نیک سرشت

شعرها

هر چکامه تیغی برای خودزنی

هر چکامه تیغی برای خودزنی

شهریار کوراوند

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

سرآخر

سرآخر

ستار جانعلی‌­پور

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

بهزاد گرانمایه

ویدئو

میوه های ملال

میوه های ملال

یدالله رویایی

و به نام عزرائیل

و به نام عزرائیل

افروز كاظم زاده