شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مرگ دو چهره داشت 

مرگ دو چهره داشت 
یکی مادربزرگ بود که با دقت سیر تازه را می‌آویخت در سرسرا و حیاط را به کودکی ما هدیه می‌داد 
و دیگری تویی از روبه‌رو می‌آیی 
لبخند می‌زنی و چاقو را در دلم فرو می‌کنی!
 

شیوا هاشمی

شعرها

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

از اتاقی پیاده می‌شوم

از اتاقی پیاده می‌شوم

مریم فرجی

من بغض یک عروسک تنهایم

من بغض یک عروسک تنهایم

سیده تکتم حسینی

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان