شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مرگ دو چهره داشت 

مرگ دو چهره داشت 
یکی مادربزرگ بود که با دقت سیر تازه را می‌آویخت در سرسرا و حیاط را به کودکی ما هدیه می‌داد 
و دیگری تویی از روبه‌رو می‌آیی 
لبخند می‌زنی و چاقو را در دلم فرو می‌کنی!
 

شیوا هاشمی

تک نگاری

شعرها

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

دنیا

دنیا

علی باباچاهی

سه شعر برای گرگ و ماه

سه شعر برای گرگ و ماه

محمود بهرامی