شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بهار، بی‌گمان

بهار، بی‌گمان، تنها یک واژه نیست، یک گزاره‌ی ماندگار باستانی‌ست،
در تو، در من، از پی این قبیله‌ی بازمانده از تاریخ،
هم‌چنان نفسی تازه می‌کند،
شگفتا، وای بر این جغرافیای مغلوب!

محمود معتقدی

شعرها

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

یلدا منتظری

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

مزامیر غریزی

مزامیر غریزی

علی الفتی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

غلامرضا نصراللهی