شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گفتند از خدا و نگفتند آن کجاست؟

...

گفتند از خدا و نگفتند آن کجاست؟
با من بگو نشانیِ آن بی‌نشان کجاست؟
با من بگو پرنده‌ی آهم کجا رَوَد؟
آن شاخه‌ی تناورِ خُلد آشیان کجاست؟
گفتند حق قرینِ قلوبِ شکسته است۱
پس کو؟ رفیقِ این‌همه غمگین‌دِلان کجاست؟!
ما را فریفتند به پندی و وعده‌ای
آن معجزات و وعده‌ی آخر زمان کجاست؟
در ما نمانده قدرتِ موساییان ولی
با ما بگو فصاحتِ هارونیان کجاست!
دستِ دعا شکست و طنابِ طلب گُسست
آن بَدبَده، همان کَرَکِ غُصه‌خوان کجاست؟۲
بُغضی‌ست در گلوی من و‌ همگنانِ من
با ما بگو که شانه‌ی آن مهربان کجاست؟!

پی‌نوشت:
۱. اَنا عِندَ المُنکسِرَه قُلُوبُهم: من در نزدِ قلبِ شکسته هستم. (حدیث قدسی)
۲. بده ... بدبد ... چه امیدی؟ چه ایمانی؟
کَرَک جان! خوب می‌خوانی
مهدی اخوان‌ثالث

جویا معروفی

تک نگاری

خانه بر آب

خانه بر آب

یدالله شهرجو

قربانی نبوغ

قربانی نبوغ

رضا حیرانی

شعرها

سه شعر برای گرگ و ماه

سه شعر برای گرگ و ماه

محمود بهرامی

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

فریاد ناصری

در میانه‌ی راه

در میانه‌ی راه

امید نیکبخت

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری