شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

زنگ خانه مرا صدا می‌کرد

زنگ خانه مرا صدا می‌کرد
در دلم کودتا به‌پا می‌کرد
چادرم کو؟ کجای خانه در است؟
شانه‌ام کوه جا‌به‌جا می‌کرد
چرخ می‌خورد و دست می‌سایید
موی می‌بست و باز وا می‌کرد
حال خوبی نداشت با زحمت
خنده و گریه را جدا می‌کرد
پشت در زندگیش یخ کرده
آینه با خودش چه‌ها می‌کرد
لکنتی بر زبان قفل و کلید
گیر می‌کرد و پا‌به‌پا می‌کرد
پشت در هیچ‌کس نبود اما
زنگ خانه مرا صدا می‌کرد

فاطمه ابراهیمیان

شعرها

برادرم دیشب درگذشت

برادرم دیشب درگذشت

عبدالله علوی

و لبت دستش نمی‌رسد به من

و لبت دستش نمی‌رسد به من

علیرضا خسروانی

گزارش یک جشن

گزارش یک جشن

ستار جانعلی‌­پور

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

حامد ابراهیم پور