شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سر تا برآوردم از این‌همه خیزاب و موج

...

سر تا برآوردم از این‌همه خیزاب و موج
پرسیده بود چرا نهنگ؟
بقاعده
یک نفر برای این‌همه اندوه
برای این‌همه رنج
برای این‌همه عشق
کوچک است
صندلی‌ات مثل همیشه
روی دست‌های بالکن نیست
نهنگ که باشی
از هر کجای این دریای دمر افتاده
چشمان تو در قاعده‌ی تماشاست
بالکن خانه
در گرداب هر باد
در شلاق هر موج
از تیررس هیچ نهنگ عاشقی دور نمی‌شود
عصر است
پرده را کنار بزن
پنجره در گرداب تماشاست
این موج‌های عجول
بی‌جهت برپیشانی
مشت نمی‌کوبند
 

یدالله شهرجو

تک نگاری

نیم قرن خاص بودن

نیم قرن خاص بودن

سیامک بهرام پرور

آن کُنجِ تنهای تنهایی

آن کُنجِ تنهای تنهایی

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

درخت زندگی 44

درخت زندگی 44

علی ثباتی

سرودِ طُرقه  که کور می‌شود

سرودِ طُرقه که کور می‌شود

میلاد کامیابیان

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

کبوتر ارشدی

در ساعات معینی از شبانه‌روز

در ساعات معینی از شبانه‌روز

مظاهر شهامت