شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ماهی‌‌گیرها

...
ماهی‌‌گیرها
بچه‌ها را از دریا می‌گیرند
ماه را
نان را
شبی را که به قلابشان گیر کرده
اما در سبدشان جا نمی‌شود

ماهی‌گیرها
صداها را از دریا می‌گیرند
فریاد درهم‌پیچیده را

چند حلقوم ورم‌کرده را
برمی‌گردانند به دریا
لنگه‌کفش سیاه و
آخرین وداع را

ماهی‌گیرها
بچه‌ها را از دریا می‌گیرند
قلب شکافته‌ی پدرانشان را
درخشش نور را بر آب
پنجره‌ی خانه‌هایی را
که زمانی اجاقی در آن‌ها روشن بوده

ماه غروب می‌کند
سبدی به گِل می‌نشیند از سنگینی
رهایش می‌کنند بر ماسه‌ها و می‌روند
پشت به امواجی
که مرز را جابه‌جا می‌کنند

سپیده کوتی

تک نگاری

چگونه شعر بنویسیم؟

چگونه شعر بنویسیم؟

ترجمه‌ی نازیار عُمرانی

شعرها

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

حامد ابراهیم پور

امشب هر چه باران ببارد برای من است

امشب هر چه باران ببارد برای من است

سابیر هاکا

مادر

مادر

حسن بهرامی

باران‌ها

باران‌ها

محمد ویسی

ویدئو