شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شینی که ابتدای شب و شیون آمده‌ست
دندانه‌هاش تا گرهِ گردن آمده‌ست
...

نه از غذای جهان بُرده حظ دهان‌هامان 
نه حال‌کرده ازین تُند و مَز...

شب سرد مثل رابطه، اما غم تو گرم
روی لب تو زمزمه‌ی مبهم تو، گرم
آرام...

جان مرا غروب تصرف نکرده بود
شب ماه را به برکه تعارف نکرده بود
بسیار سنگ بر سر...

شعرها

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

برای احمدرضا احمدی

برای احمدرضا احمدی

م. مؤید

برادر

برادر

امیررضا وکیلی