شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

زندگی یوزِ وحشی است اما...

...

زندگی یوزِ وحشی است اما...

من شدم لاک‌پشت بی‌هیجان

گرچه تاب‌وتوان من را برد

سرعت من کجا و سرعت آن ؟

 

خویِ من غرق رخوت اما او...

غرقِ در حس قدرت و جرات

من شدم یک دونده‌ی نالان

او ولی یک درنده‌ی غران

 

هر چه رفتم عقب‌ترم از خود

پای پُر تاولم تَل درد است

حس پوچی مرا بغل کرده

ساکنم در سراب هیچستان

 

آفتابی به من نمی‌تابد

از خودم پشت من شده خالی

از سرِ سربه‌زیرم افتادند

سایه‌های سکوتِ بی پایان

 

از زمانی که چشم وا کردم

چشم نکبت به‌روی من وا شد

عمرِ پوچی بدست من داد و....

گفت این گوی و زندگی، میدان

 

نطفه‌ام با سکوت پیوست و ....

بندنافش وجود من را خورد

از منِ بی‌خودِ عقب‌مانده

مانده طفلی حقیر و سرگردان

معصومه شفیعی

تک نگاری

شعرها

به موازاتِ دریا

به موازاتِ دریا

راد قنبری

 من چندمین قربانیِ این نسل غمگینم؟

 من چندمین قربانیِ این نسل غمگینم؟

محمود صالحی‌فارسانی

روشنم کن شبیه سیگارت

روشنم کن شبیه سیگارت

امیررضا وکیلی

 فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

سوری احمدلو