شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شب، خواب‌تر از همیشه، شب افسرده
شب، چشم وچراغِ آسمان را بُرده
شب، قویِ...

در تور اسیر بود و دل‌دل می‌زد
بوسه به لبان خشک ساحل می‌زد
...

روزی که جنازه‌ها کفن می‌کردند.
سرها همگی بدن، بدن، می‌کردند
سرها...

شعرها

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

سفر‌نامه‌ی این تابستان

سفر‌نامه‌ی این تابستان

جواد مجابی

به صبحی دیگر

به صبحی دیگر

محمود معتقدی

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن