شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دیوانه‌ام از عاقلان دیوانه می‌سازم

...

دیوانه‌ام از عاقلان دیوانه می‌سازم

از هر بنای محکمی ویرانه می‌سازم

 

آنقدر درگیر  شراب و مستی و عیشم

از هرچه دارم  باده و پیمانه می‌سازم

 

در چشمِ ترسم با اراده چشم می‌دوزم

زاغم که روی یک مترسک لانه می‌سازم

 

گل میکند در دستهایم جرات  تغییر

از پیله‌های پوچ هم پروانه می‌سازم

 

با سنگ‌هایی که زمانه بر سرم کوبید

روی سرِ بی سرپناهم خانه می‌سازم

 

فرقی ندارد لیلی و شیرین و رودابه

عشقم که از هر ماجرا افسانه می‌سازم

معصومه شفیعی

شعرها

درد که بیاید

درد که بیاید

راهبه خوشنود

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا

زیرپوست شهر

زیرپوست شهر

محمود معتقدی

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

محمود جعفری دهقی