شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

همچون شعله‌ی فندکی

...

همچون شعله‌ی فندکی

که دستی مراقبش نیست

به زور زنده‌ام

مثل آخرین برگ

در آخرین کوچه‌ی

 شهر

نه درخت نگاهم می‌دارد

نه باد پایانم می‌دهد

من در جریانم

همچون جوی آبی که راهش را نمی‌داند

از کنار زندگی می‌گذرم

مرا نگاه کن

 سایه‌ات را ببین که

بر زندگی‌ام افتاده

و نمی‌گذارد بایستم

سایه ات از چشمانم شروع شد

صورتم را طی کرد

لب‌هایم را بست

 دستانم را گرفت 

از پاهایم گذشت

بدنم را پوشاند

و دیگر از من چیزی نماند

جز یک سایه‌ی سیاه

که حقیقتی ندارد به آفتاب نشان دهد

کیانا کمالیها

تک نگاری

شعرها

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

فرینوش عسگری

هر اولاجاغین سونونا داغیلدین

هر اولاجاغین سونونا داغیلدین

حسن معصومی

اینم از روزگار ما گاوا 

اینم از روزگار ما گاوا 

لیلا ساتر

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

ایرج کیا