شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

وا می‌دارمت
ای دهان‌ گم‌کرده
ای که گویی دارد دندان‌هات...

از دوپا آویزانیم
از سرشاخه‌ی سپیدارانی
که باغ را دور زده‌اند،
...

با سنی در حال آب‌شدن
در مدارِ شهری زوری
خط استوایْ  درازای کمربندم

تمامش بو می‌داد
و تن‌ها می‌خواستم ببوسمش
لبانم گیره‌ی تهی...

هنوز  سپیده اندكی جان دارد
گمانم یك پاسبان  دارد
سربازان وظیفه را به...

چهاردست در دامـنه
خیالِ معلقِ خمیرْ در خلأ
که هیچ نباشد جز شَر
جز مرگ از...

    هو هو 
           کو کو 
...

دو آشیان تهی‌شده از تتمه‌ی تخم‌هاشْ
       ...

شعرها

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

علیرضا آبیز

امشو که فرگ تی تو وستم 

امشو که فرگ تی تو وستم 

 اقبال طهماسبی گندمکاری

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

محمود جعفری دهقی

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی