شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آسمان را مجروح می‌کند

آسمان را مجروح می‌کند
حماسه‌ی در رگ‌هات
با سری برافراشته در اوج و
بالی کشیده در افق
ای سرگردان
میان خیزاب‌ها و ابرهای ورم‌کرده!
زمستان‌ِ بی‌وقت
دشت‌های کالِ فراوان دارد
حریصانه و خجول.
بند نامه از رگ اگر گشودی
بمان
تا آن پناهگاهِ مُجَعد.

بهنود بهادری

شعرها

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

ویدا حمیدی

این باغ سوگوار درختان بی بر است

این باغ سوگوار درختان بی بر است

رضا جمشیدی

تبانی

تبانی

رویا الفتی