شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آن‌کس که دور باغ تو دیوار شد منم

آن‌کس که دور باغ تو دیوار شد منم
آنقدر ایستاد که آوار شد منم
زیباییت مرا به تماشای خود کشاند
چشمی که عاشقانه گنه‌کار شد منم
قلبم رضا نداد که گلچین شوم ولی
آن باغبان که پیش گلش خوار شد منم
پنهان از آفتابم و پنهانی عاشقش 
این سایه‌ای که در تو گرفتار شد منم
چون رود از وجود خودم دست شسته‌ام
آن‌کس که عمر داد و بدهکار شد منم
حالم شبیه دلهره آبشار‌هاست
قلبی که با نگاه تو آوار شد منم

امیرمهدی عرفانی

تک نگاری

شعرها

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

واگیری

واگیری

عبدالعلی عظیمی

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور

مرا از این‌که منم عاشقانه‌تر بنویس

مرا از این‌که منم عاشقانه‌تر بنویس

عادل سالم