شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

روزگاری خورشید استعاره ی بزرگ شاعران بود
شاعرانی ایستاده به آینه‌داری
...

قمر در خانه
خانه‌ گرد بر گردم عقرب‌وار دُم می‌جنباند
نیش‌ها...

شعرها

اعتراف می‌کنم 

اعتراف می‌کنم 

مظاهر شهامت

تو زیبایی

تو زیبایی

سکینه نودهی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی