شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به گیلان که فکر می‌کنم

به گیلان که فکر می‌کنم
خاکستری می‌شوم!

فکرِ زن‌هایی که 
چادرشب‌های گلدارشان را
مردانه به دور کمر می‌بندند!
و گاهی انگار یادشان می‌رود
دستان ظریفشان را
هنگام نشاء
توی شالیزار گم کرده‌اند

فقط آن‌ها می‌دانند
بارانِ مرداد چه مصیبتی‌ست !

هرگز رکوردشان در گینس ثبت نمی‌شود،
ازسپیده‌ی صبح تا صلاة ظهر،
طولانی‌ترین رکوع دنیا!

لیلا عظیمی

شعرها

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

گاهی به این‌جا می‌رسم

گاهی به این‌جا می‌رسم

محمود معتقدی

زیبایی‌اش را به خیابان می‌برم

زیبایی‌اش را به خیابان می‌برم

سیمین رهنمایی