شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

راه‌ها راهی برایم جز سفر نگذاشتند

راه‌ها راهی برایم جز سفر نگذاشتند
خستگی‌هایم شبی بر خواب، سر نگذاشتند
در درون من عقاب و آسمان را ساختند
بعد خلقم بود فهمیدم که پر نگذاشتند
خانه‌ای هستم که وقتی طرح من را ریختند
هر طرف در من به‌جز دیوار «در» نگذاشتند
انتظاری من ندارم از برادرهای خود
کوه‌هایی که برای من کمر نگذاشتند
سال‌ها در غار خود بودم که پیغمبر شدم
پیروانم را به جز یک قوم کر نگذاشتند
هر چه چون سیزیف سنگ خویش را بردم به دوش
می‌گذارد هر سقوط انگشت بر «نگذاشتند»
تو فقط تنها بهشتم بودی آن هم چیده شد
سیب‌های بی پدر از تو ثمر نگذاشتند
خط‌خطی کرده‌ست من را خنجر تنهایی‌ام
خاطراتت خاطرم را بی‌خطر نگذاشتند

رضا عباسی

شعرها

طفلکی از همان سال‌ها پيش

طفلکی از همان سال‌ها پيش

عادل حیدری

کنارِ میدون شوشم،

کنارِ میدون شوشم،

سروش الهی

ئەو ئەستێرانەی شان لە گوڵی کراسەکەم ئەدەن...!

ئەو ئەستێرانەی شان لە گوڵی کراسەکەم ئەدەن...!

شیوه عبدالهی

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان