شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و فکر می‌کنند

و فکر می‌کنند
 به عمیق‌ترین 
به عمیق‌ترینش
به چشم‌ها و گوش‌ها  که همه‌جا هستند 
 به باران که خوشش می‌آید
 لق‌لقه‌ی زبان‌ها شود
به موهایی که باران می‌خورند 
به جیغ‌هایی که لق‌لقه‌ی زبان‌ها شده‌اند 
و مثل این‌که
 واقعاً کسی حواسش نیست
 قایق دریایش را
سفت چسبیده 
که زمین نخورد.

حامد عباسی سلمی

شعرها

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

علیرضا میرزاخانی