شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

با آغوش های جامانده در خیابان 

با آغوش های جامانده در خیابان 
شعری نمی‌توان ساخت
می‌خواهم برایت شعر بگویم 
مانند مادرم 
که تنها شعرش 
شالی چهل‌تکه است 
دوخته‌شده از آغوش‌های پدرم 

حسن سیرتی

تک نگاری

تراژدی طرد و محاق

تراژدی طرد و محاق

علی مسعودی نیا

شعرها

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

صوفیا آهنکوب

رنگی بر دهان مرده ام بزن

رنگی بر دهان مرده ام بزن

فهیمه جهان آبادی

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی