شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شبیخون می‌زند هر واژه 

شبیخون می‌زند هر واژه 
جولان می‌دهد اشعار و 
من 
هر آینه‌...
از  خود‌به‌خود... در صد هبوط واژگانی.

با صدایی
مانده در بیخ گلو...حبسی دمادم.

خاک خورده 
چشم‌های دفتر من.
بارش تن تن تنی نیست.


هر الفبا... شعر تازه
راه بی‌برگشت جمله است.

«می‌تراود» در سرم آوا‌نگاری‌های «مهتاب»...
بوی جوی مولیان در شامه دارم...
دختر گردآفریدم...

می‌شوم ابر...
می‌شوم جولانگه طوفان سرگردان باران
می‌دمم بر روح کاغذ...
هر قدم پهلو به پهلو
موج واژه
بارش اشعار تازه...
واژه را لنگر دهد بر دفتر من.

 شبیخون می‌زند هر واژه 
جولان می‌دهد اشعار و 
من 
هر آینه‌...
از  خود به خود... با صد هبوط واژگانی.
می‌نویسم...
       می‌سرایم...
.....آزی

آزاده شیرانی

شعرها

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

محسن حسینی

در این‌جا گرد آمدیم

در این‌جا گرد آمدیم

فائزه امانی فرد

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان

 نه این کوچه‌ی پیچ در پیج

نه این کوچه‌ی پیچ در پیج

سیروس رومی