شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

به آتش خیره شو!
گرمای نخستین روز آفرینش را
در پوستِ نازکْ...

اندوه
سرآغاز همه‌چیز است
صمغی که از تنه‌ی توت بیرون می‌زند
...

اندوه
سرآغاز همه‌چیز است
صمغی که از تنه‌ی توت بیرون می‌زند
...

شانه‌های مرا زمین زده‌اند
دست‌های کثیف نافهمی
پشت هر در هزار...

از کاج‌های گم‌شده در برف رد شدیم
مانند رد‌پای گوزنی که تیر خورد
...

شعرها

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی

دو شعر از پوران کاوه

دو شعر از پوران کاوه

پوران کاوه

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

غلامرضا نصراللهی

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری