شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

به آتش خیره شو!
گرمای نخستین روز آفرینش را
در پوستِ نازکْ...

اندوه
سرآغاز همه‌چیز است
صمغی که از تنه‌ی توت بیرون می‌زند
...

اندوه
سرآغاز همه‌چیز است
صمغی که از تنه‌ی توت بیرون می‌زند
...

شانه‌های مرا زمین زده‌اند
دست‌های کثیف نافهمی
پشت هر در هزار...

از کاج‌های گم‌شده در برف رد شدیم
مانند رد‌پای گوزنی که تیر خورد
...

شعرها

بی‌شرف های دور من: بسیار

بی‌شرف های دور من: بسیار

فرزین منصوری

به جرم شانس نیاوردن

به جرم شانس نیاوردن

فرزین منصوری

از ابر و چشم

از ابر و چشم

م. مؤید

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

هوشنگ رئوف

ویدئو