شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

به آتش خیره شو!
گرمای نخستین روز آفرینش را
در پوستِ نازکْ...

اندوه
سرآغاز همه‌چیز است
صمغی که از تنه‌ی توت بیرون می‌زند
...

اندوه
سرآغاز همه‌چیز است
صمغی که از تنه‌ی توت بیرون می‌زند
...

شانه‌های مرا زمین زده‌اند
دست‌های کثیف نافهمی
پشت هر در هزار...

از کاج‌های گم‌شده در برف رد شدیم
مانند رد‌پای گوزنی که تیر خورد
...

تک نگاری

شعرها

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان

پنج شعر از محمد منافی

پنج شعر از محمد منافی

محمد منافی

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی