شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به مادرش خواهید گفت که هنوز زنده است
خواهید گفت که شاید چند عمل دیگر، از مرگ...

روی دستانِ مرگ نشستند
چون کبوتران خسته از راه
و تهران برایشان شعر خواند.
...

شعرها

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

آه ای غرور متصل به غم

آه ای غرور متصل به غم

احمد امیرخلیلی

برای خداحافظی اومدم

برای خداحافظی اومدم

حامد ابراهیم پور