شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سرت را لااقل بیرون از این تراکم چشمت را بیرون از این تراخم  نگه دار
جواب بده در...

ببین این همه خون دارد از من می‌رود و این تازه یک چشمه‌اش است  
...

بنشانندم به‌جای بال روی پروازهای نرفته 
جا بدهند چشم‌هایم را بر صورتی كه...

تک نگاری

شعرها

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

به جرم شانس نیاوردن

به جرم شانس نیاوردن

فرزین منصوری

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

 نه این کوچه‌ی پیچ در پیج

نه این کوچه‌ی پیچ در پیج

سیروس رومی