شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فاجعه
تلفنی که زنگ نمی‌زند
که چشم دوخته 
صدایی در گوش‌هایی...

فاجعه
تلفنی که زنگ نمی‌زند
که چشم دوخته 
صدایی در گوش‌هایی...

و شما دست می‌کردید در شب و
تاریکی را می‌شکافتید به حجم‌ ها برسید
...

تک نگاری

شعرها

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

بهزاد گرانمایه

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

شهرام میرزایی

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی