شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

با طعنه گفت مرد مگر گریه می‌کند؟

با طعنه گفت مرد مگر گریه می‌کند؟
گفتم دلش بگیرد اگر گریه می‌کند
با خنده گفت گریه‌ی شاعر برای چیست؟
گفتم‌: به حال و روز هنر گریه می‌کند
برقی جهید و کار به بارندگی کشید
گفتم‌: خدا به حال بشر گریه می‌کند
گفتم شنید و گفت شنیدم، جدا که شد
دیدم در آستانه‌ی در گریه می‌کند
برخاستم که شِکوِه کنم دیدم آسمان
از من ستاره سوخته‌تر گریه می‌کند
در گوشه‌ای به یاد جگر گوشه‌های شعر
مردی نشسته خون جگر گریه می‌کند
هم در فضای تنگ قفس آه می‌کشد
هم با نوای مرغ سحر گریه می‌کند
امشب نشسته ابر نجیبی به چشم من
دارد به‌جای چند نفر گریه می‌کند
با یاد شانه‌های تو شب را گریستم
چون دختری که روز پدر گریه می‌کند
 

محمد سلمانی

تک نگاری

شعرها

تنهایی

تنهایی

محمود بهرامی

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

کبوتر ارشدی

دنیا

دنیا

علی باباچاهی

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

سریا داودی حموله

ویدئو

و به نام عزرائیل

و به نام عزرائیل

افروز كاظم زاده

دلم به بوی تو آغشته است

دلم به بوی تو آغشته است

محمد شمس لنگرودی