شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از وقت کم آورده به نانش نرسیده

از وقت کم آورده به نانش نرسیده
شاعر شده دستش به دهانش نرسیده
می‌خواسته زانو نزند، دست نبوسد
می‌خواسته، افسوس توانش نرسیده
یا پیر شده خسته فرود‌آمده از اوج
یا این‌که زمانِ فورانش نرسیده
یا شعله‌ی جانسوز به جانش ندویده
یا لحظه‌ی نابِ هیجانش نرسیده
تا دید مرا گفت: پر از گفتنم ای دوست
گفتم که بگو، گفت: زمانش نرسیده

محمد سلمانی

شعرها

با چند خواب نصفه‌نیمه

با چند خواب نصفه‌نیمه

بهزاد خواجات

تاریک/تاریکخانه‌ام

تاریک/تاریکخانه‌ام

پروین نگهداری

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی

نفست را حبس کن

نفست را حبس کن

محمد شیرازی