شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از وقت کم آورده به نانش نرسیده

از وقت کم آورده به نانش نرسیده
شاعر شده دستش به دهانش نرسیده
می‌خواسته زانو نزند، دست نبوسد
می‌خواسته، افسوس توانش نرسیده
یا پیر شده خسته فرود‌آمده از اوج
یا این‌که زمانِ فورانش نرسیده
یا شعله‌ی جانسوز به جانش ندویده
یا لحظه‌ی نابِ هیجانش نرسیده
تا دید مرا گفت: پر از گفتنم ای دوست
گفتم که بگو، گفت: زمانش نرسیده

محمد سلمانی

تک نگاری

شاعر، زندان و شعر ...

شاعر، زندان و شعر ...

محمدرضا عبادی صوفلو

در میکده‌ی برف

در میکده‌ی برف

سهراب مختاری

شعرها

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

فَروَرگانِ چشمِ تو 

فَروَرگانِ چشمِ تو 

نازنین آیگانی

گاز

گاز

مجتبی ویسی

کنارِ میدون شوشم،

کنارِ میدون شوشم،

سروش الهی