شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این‌بار هم بلند شو در گوش من بگو، یک جمله را فقط به زبانی که داشتیم

این‌بار هم بلند شو در گوش من بگو، یک جمله را فقط به زبانی که داشتیم
رسم و رسوم دلبری‌ات را مرور کن، ایما اشاره، طرز بیانی که داشتیم
رود از کنار چشم تو آغاز شد و بعد، آب از سرم گذشت-ماهی که نیستم-
آن روز وحشیانه مرا رودخانه برد، در امتداد آن جریانی که داشتیم
مخلوط استغاثه و خون با زمینه‌ی، موسیقی مداوم تک‌ضربه‌های من
افتاد از شماره نفس‌های خسته‌ام، از دست‌های تو چمدانی که داشتیم

انگار یک هزاره از آن جنگ رفته است، خود را به دوش برده تو را خاک می‌کنم
این صلح آخر است و چیزی نمانده از، ته‌مانده‌های تاب و توانی که داشتیم

سحر دارایی

تک نگاری

شعرها

مرگ، برهنه و تنها در زیر صاعقه

مرگ، برهنه و تنها در زیر صاعقه

اقبال معتضدی

طفلکی از همان سال‌ها پيش

طفلکی از همان سال‌ها پيش

عادل حیدری

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

جای امن

جای امن

واهه آرمن

ویدئو