شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کارد مهربان

کارد مهربانی بود
که جز در گردن آب فرو نمی‌رفت
می‌خواست زمان را ببرد
قطع کند
بیرون بیاورد ثبات را از سینه‌ی تقدیر

برید
قطع کرد
و مهربان
در گردن آب باقی ماند
 

مجید رفعتی

شعرها

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

برای احمدرضا احمدی

برای احمدرضا احمدی

م. مؤید

دیلیم سوسور اوره ییمده نئچه گیلئی دولانیر

دیلیم سوسور اوره ییمده نئچه گیلئی دولانیر

بهنام قسمتی