شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ردّ پای تو هنوز آن‌جاست

ردّ پای تو هنوز آن‌جاست
در آن آخرین یکشنبه 
من زلالِ ماه را برای تو‌ می‌خواستم
در تلاقی من با خودم 
با خواب‌هایم
که امتداد آرزوهای بی‌رحم منند
در تاریکِ چنار و کاج
با همان روسری
همان چتر 
همان آرایش همیشگی
و کسی گفت:
شب‌بخیر عزیز من شب‌بخیر
و صدای زنجیری در تاریکِ چنار و کاج.
من که دعایی نکرده بودم 
ما که قراری نداشتیم
پس این صدای زنجیر از کجا می‌آید
این همه سنگ
و تو
مُرده‌ست 
سکوت!
از سکوت بَدم می‌آید
فاتحه و چراغی 
در تاریک چنار و کاج
(تو) مُرده

 

راهبه خوشنود

تک نگاری

شعرها

بشمارها

بشمارها

محمد اشور

کلایه

کلایه

حامد بشارتی

پنج شعر از سیروس نوذری

پنج شعر از سیروس نوذری

سیروس نوذری

امشو که فرگ تی تو وستم 

امشو که فرگ تی تو وستم 

 اقبال طهماسبی گندمکاری

ویدئو

میوه های ملال

میوه های ملال

یدالله رویایی