شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مسئول سردخانه گفت خودش است؟
و ما سه نفر نگاه کردیم به تو که نگاه می‌کردی به...

ای زخم!
توی پیش از فراموشی
همین‌قدر دورم از حافظه‌ام
که...

ای زخم!
توی پیش از فراموشی
همین‌قدر دورم از حافظه‌ام
که...

رموز بر سنگ سفید
یا تهران‌گردی با یوحنا به وهم
تو خاستگاه خودت را
و...

شعرها

خوشه‌چین

خوشه‌چین

م. مؤید

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

هوشنگ رئوف

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی