شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

در آغاز «الف» بود
و سی‌و‌یک حرف دیگر
که بر...

گورستان «سولنا» دری آهنی دارد
در یکی از ضلع‌های آفتابی‌اش
...

پنجره‌ی اتاق کارم
به کوهستان باز می‌شود
و میزتحریرم
صبح‌ها...

تو را در سال ترس به دنیا آوردم
در زمانه‌ی روسیاهی مهتاب
وقتی که نام تمام...

شعرها

اغوش نخل ها

اغوش نخل ها

میترا اکرمی

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

کبری موسوی‌قهفرخی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

صوفیا آهنکوب