شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این می‌تواند امکان زیبایی باشد

این می‌تواند امکان زیبایی باشد
که به پایانی خوش وصل‌مان کند شاید
که پیش از این به غفلت نگاه می‌شد
از این‌که به یک گل چگونه بنگریم
تا که به لمس جان او دست یابیم
یا به درختی پر از پرنده که می‌رسیم
یکی را می‌بریم از یاد
یا که نگذاریم که دوری از
خیابان غمگین‌مان کند
یا وقتی دوست داری که مطمئن شوی
که حال دوست بر مدار بهتری است
و من به دست‌های یک روح فکر می‌کنم
که ناگهان بگوید ببین

که زندگی این‌ها را هم داشت
و می‌تواند از هر کسی سراغ گیرد
مثل چیزهای دیگری از مرگ

هرمز علیپور

تک نگاری

شعرها

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

در باغ

در باغ

شاپور جورکش

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

درد که بیاید

درد که بیاید

راهبه خوشنود