شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نیامدی و دوباره به خویش رو کردم

نیامدی و دوباره به خویش رو کردم
شبانه با لب لیوان بگو‌مگو کردم
تمام شب به کفایت شراب خوردم و بعد
اذان صبح که شد با همان وضو کردم
نخواستی به زبانم بیایی اما من
حروف نام تو را خارِ در گلو کردم
نیامدی که بدوزم به چشم‌های تو چشم
نشستم و جگر خویش را رفو کردم
نواخت عقل به گوشم کشیده‌ای که: ببین!
دو چشمه اشک شدم حفظ آبرو کردم
چه جای خرده بر او اشتباه از من بود
که عقل ناقص را با تو رو‌به‌رو کردم
تو آرزوی بزرگی نمی‌توانم گفت
که با نیامدنت ترک آرزو کردم

غلامرضا طریقی

تک نگاری

یک رومنس خانوادگی

یک رومنس خانوادگی

فرشاد سنبل‌دل

عطا و لقای امید

عطا و لقای امید

سید‌فرزام حسینی

شعرها

دوایین نامه

دوایین نامه

اسماعیل عظمی

اغوش نخل ها

اغوش نخل ها

میترا اکرمی

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

ویدئو