شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

جادو‌سرشت...

آن عشوه‌های مستِ به جادو سرشته‌ات
چشمان نیمه‌باز شبیه فرشته‌ات
آتش بیارِ معرکه‌ی عشق بود و هست
نخ‌های دور روسری رشته‌رشته‌ات!
هر بار نامه‌های تو تعمید می‌شوند
در چشمه‌های جاری هر دل نوشته ات!
تکرار می‌کنند آدم و حوا گناه خویش
با گندمی رسیده از هوس تازه کِشته‌ات!

سیدمحمدرضا اسلامی

تک نگاری

شعرها

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی